خانه / دلنوشته / گلفروش
متن دکلمه عاشقانه | متن عاشقانه غمگین | کپشن های خاص | متن عاشقانه کوتاه | عاشق

گلفروش

یه پیرمردى هست اولِ ملاصدرا.. گلفروشه..!
گل نرگس میفروشه..! شاخه شاخه ى گل هاش، بوى عشق میده..!
اونَم که عاشقِ گلِ نرگس..!
از اون دخترایى نیس که بخواد پولامو براى چیزاى الکى خرج کنم..!
مثلاً راضى نیس که هِى مثه معالى آبادیا که یه ماشین بنز، زیرِ پاشون هست
و با عشقشون هرشب برن دُر دُر خریدِ عطر و کیف گرون قیمت و بعدشم هفت خوان غذا بخورن و برگردن خونشون..!
نه، کلاً مخالفِ این چیزاس..!
میگه جاىِ رستوران، سه تا از اون اَناراىِ خونتون رو بچین و بیار که دون کنیم و بخوریم..! هم سالمتره هم ساده تر..!
ولى همیشه میگه وقتى میاى هَمو ببینیم، جاى دو شاخه گلِ نرگس، چارتا بگیر..!
دلم برا پیرمرده میسوزه..!
مطمئنم یه معشوقى تو ملاصدرا داشته که هرروز، وقتِ دیدارشون، گل نرگس براش میبرده..!
اون موقع ها هم که موبایل نداشته سلفى بگیره و پستش کنه تو اینستا و زیرشم بزنه: “مرسى که هستى” یا “من و عشقم یهویى”..!
ولى از تهِ دلش دوسِش داشته که هنوزم که هنوزه، همونجاى قرارشون، گلِ نرگس به دست ایستاده که معشوقش بیاد..!
یه روز خواسم برم ببینمش..!
طبقِ عادتِ معمول، رفتم سرِ ملاصدرا که گل براش بگیرم..! دیدم کنارِ پیرمرده ایستاده..!
آروم از پشت رفتم چشاشو گرفتم..! بلند بلند میخندید دیوونه..!
هزار بار بهش گفته بودم که جلو جمع بلند نخنده..! مگه تو کتش میره..! دیوونس..!
ولى یهو جا خوردیم..! دیدیم پیرمرده داره دستاشو میکشه رو گونَش و اشکاشو پاک میکنه..!
گفتم: “پدر جان.. چرا گریه میکنى؟! چیزى شده؟!”
گفت: ” منم تا دلت بخواد همین کارى رو که تو الآن کردیو، انجام دادم..! چقد دلم تنگِ اون روزا شد..!”
گفتم: ” ببخش پدرجان که ناراحتتون کردیم..! اصلاً عمد نبود..”
گفت: ” نه پسرم..! اتّفاقاً کار درستو میکنى..! همینطور دیوونگى کنین.. دل و قلوه بدین.. عاشق بمونین.. فقط عاشق بمونین.. اونم تا ابد..!”
نمیتونسم ناراحتىِ تو صورتشو تحمل کنم..
خدافظى کردیم و رفتیم باغ اِرَم..! اَنارا رو آوردم بیرون و شروع کرد به دون کردنشون..!
گفتم: ” بیا یه قولى به هم بدیم.. نشه ده بیس سالِ دیگه عینِ این پیرمرده بشیم و حسرتِ روزاى خوبمونو بخوریم..
بیا قول بدیم ابدى باشیم.. نه من بد شم نه تو..!
اَزَمون یه ما بمونه که فردا پس فردا که نوه هامون روبرومون ایستادن، بهشون با افتخار بگیم که مثه خودمون عاشق شَن..!”

#طاها_رحیمیان

همچنین بخوانید :

شعر عاشقانه | شعر زیبا | پریشان

پریشان بوده ام با تو، شدم بی تو پریشان تر

پریشان بوده ام با تو، شدم بی تو پریشان تر اگرچه منزوی بودم شدم سر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.