سکوت | پاییز | متن عاشقانه | دلنوشته غمگین

سکوت

حرف نمیزنم … حرف نمیزنی!
چشمامون قفلِ رو هم
تنامون پاییزه!
و سکوت ، سکوت ، سکوت …
صدای قلبت پخش میشه تو فضا و عطرت پر میکنه تموم دنیامو
میگم “بوی پاییز میدی!”
میگی “منو نگاه کن؛همین نگاهت همه برگامو ریخته..!”
لبخند میزنم.لبخند میزنی و باز سکوت ، سکوت ، سکوت …
میخوام گرمای نفسات رو لمس کنم؛میخوام حس کنم طعم زندگی رو.
نگاهت میکنم؛ پلک نمیزنی، پلک نمیزنم.
میگم “تو چشمات دریا داری یا اسمون؟”
میگی “هیچکدوم.تورو دارم!”
میگم “پس چرا من یا تو چشمات غرق میشم یا سقوط میکنم؟”
میگی “نه غرق شو،نه سقوط کن؛فقط سکوت کن! بذار بشنوم اون تیک تاکِ لعنتیِ توی سینتو”
حرف نمیزنم،حرف نمیزنی و سکوت سکوت سکوت …
چشمات آروم بسته میشه.تیک تاک قلبم لالایی بود واست!
چشمم میخوره به مژه های فر خوردت به سمت بالا؛
دستمو اروم میبرم لای موهات.مژه هات تکون میخوره یهو میگی “یادم تورو فراموش!”
میگم “من که هنوز چیزی بهت ندادم!”
میگی چرا دادی. قلبتو! نگاه کن چطوری لای موهام عشق میریزه اخه!”
سکوت سکوت سکوت و …
صدا !
میگی “توام شنیدی؟”
میگم “چیو؟”
میگی “بارون میاد،گوش کن به قلبم،هواش بارونیه …”
میگم “آفتاب میخوای؟”
میگی “نه بذار خیس شیم دوتایی زیر بارون این عشق”
حالا اما …
پاییزه …
برگ ریزونه …
بارونه..‌.
دستام جیب هامو بغل کرده…
تو کیو؟!!

 

#فریماه_عادله

همچنین بخوانید :

حسرت | متن عاشقانه

حسرت

عادت داشت وقتی که سرکار بودم زنگ میزد و حالم رو میپرسید. وقتی که من …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.